رمان های جدید :
رمان تقاص:زندگی یه دختر که با کشیدن یه تابلو یه عشق قدیمی رو بیدار میکنه.یه عشق قدیمی که تاب مقاومت در برابر اون رو نداره...نویسنده:هما پوراصفهانی
رمان ازدواج اجباری:بهار یه روز که از مدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناس میشه که درخونشون پارکه که مسیر زندگیش و تغییر میده.....و..نویسنده:sara bala
رمان آرمینا:داستان در مورد دختری به اسم آرمینا ست که برا داداش دوقلوش به نام آرمین اتفاقی میوفته و مجبور میشه واسه یه مدت نقش داداش دو قلوش رو بازی کنه و در همین راستا با سه تا پسر به نام های دانیال ، ماکان و سپهر توی کانادا هم خونه میشه و ...نویسنده:khazoon
رمان پشت یک دیوار سنگی:یه داستان از یه زندگی، شایدم 2 تا. آشنا برای بعضیها و غریبه و مجهول برای یه عده دیگه. کسایی که شاید دیده باشیم و شایدم نه. یه دختر و یه پسر که به دنیا اومدن و ساخته شدن برای زندگی مجردی و تنهایی. هیچ رقمه شکل و رفتارشون به مسئولیت و تعهد و ... نمی خوره. زندگیهای مستقل با عقاید و رفتارهای خاص خودشون که شاید برای بعضیها قابل قبول نباشه. حالا تصور کنید این دوتا آدم سر راه هم قرار بگیرن. چه جوری با هم کنار میان ؟ نویسنده:aram-anid
رمان آسمان مشکی:آوا دختری شیطون و پرانرژیه که در شرکتی مشغول به کار میشه و اونجا با پسری اشنا میشه به نام سپهر که همش باهم کل کل میکنن و ... نویسنده:Eli!i!i!i
اگر میخواین رمانی رو بخونین به قسمت موضوعات وب مراجعه کنین.تمام رمان ها بر اساس حروف الفبا مرتب شده اند و در جلوی رمان هایی که هنوز کامل نشده اند آرم ستاره قرار داره..
لطفا برای اینکه رمان ها سریعتر ادامه داده بشه کامنت بذارین...ادامه دادن هر رمان به تعداد کامنتای شما بستگی داره هرچند که من اونقدر مهربونم حتی یه کامنتم داشته باشم رمانارو ادامه میدن.![]()
اگر هم درخواست رمانی رو داشتین توی بخش درخواست رمان درخواستتون رو مطرح کنین تا بهش رسیدگی بشه.
دانلود رمان برای کامپیوتر و موبایل
تشکر ویژه:از سمیرا و پرنیان که عضو وب هستن و پست های خوبی میذارن.و از بازدید کننده ها پرهوده و سینا و مهلا۷۸ و ...واقعا ازتون ممنونم.همین...
مدیر رمان خانه:نگار
موضوعات مرتبط: اطلاعيه ها
سلام دوستان!
من اومدم.بالاخره امتحاناتم تموم شد و ديگه اومدم كه براتون رماناى نيمه كاره وب رو تموم كنم و سر فرصت امروز به همه كامنتاتون هم جواب ميدم.
مرسى كه تو اين مدت پشتم بودين و اين وبو رها نكردين و با نظراتتون منو دلگرم كردين.
ولى بچه ها ديگه هيچ تضمينى نيس كه تابستون بيام شايد وبو براى هميشه اينبار بستم آخه ديگه بايد خودم رو براى المپياد آماده كنم و ...
موفق باشين دوستاى من!
چه قدر این قسمت آخرش یهویی تموم شد.
بالاخره تونستم امشب تمومش کنم.
اگر از رمان خوشتون اومد حتما حتما نظر بدین.ممنون
موضوعات مرتبط: رمان آسمان مشکی(Eli!i!i!i)✪
ادامه مطلب
خداکنه امشب تموم بشه این رمان که پیرمو درآورد
موضوعات مرتبط: رمان آسمان مشکی(Eli!i!i!i)✪
ادامه مطلب
توضیحات :
رمان از زبون سوم شخصه ... اینبار راوی همه چی رو نقل می کنه ! برای اولین بار داره اینجوری می نویسه ... موضوعش عشقی اجتماعیه ...
و از زبون هما :
در مورد شخصیت ها قضاوت به عهده خودتون
خیلی خیلی سعی کردم که کلیشه وارد رمان نشه اما یه جاهایی شده ... خودم می دونم ... مجبور شدم چون اگه کلیشه ایش نیم کردم یه چیزایی باید می نوشتم که رمان رو اولا خیلی کسالت بار و طولانی می کرد دوما خیلی سخت و طاقت فرسا ...
همه سعیم رو می کنم که تا امتحانای خرداد ماه تموم کنم رمان رو ...
با یاد و نام خدا رمان رو شروع می کنیم و می ریم که داشته باشیم ... روزای بارونی ...
زوج ها به ترتیب :
آرتان و ترسا ( قرار نبود )
طناز و احسان ( مربوط به رمان توسکا )
آراد و ویولت ( جدال پر تمنا )
نیما و طرلان ( قرار نبود )
توسکا و آرشاویر ( توسکا )
خلاصه:
رمانی مختلط از آرتان و ترسا ، نیما و طرلان ( قرار نبود 2 ) توسکا و آرشاویر ، احسان و طناز ( توسکا 2 ) آراد و ویولت ( جدال پر تمنا 2 ) ... همه شخصیت ها با هم روزای بارونی رو می سازن ...
روزای بارونی ... روزایی که برای هر کسی که ذره ای احساس داشته باشه همراه با لذته ... گاهی می تونه برای همون افراد سرشار از درد باشه ... درد نبودن کسی که یه روزی بوده ... یا درد تنهایی و نبودن هیچکس! روزایی که هر کسی توی هر ادبیاتی ازش به عنوان غم استفاده می کنه و تنهایی ... همه می گن ابرا کنار می رن و خورشید یه روز در می یاد ... شاید باید به این رمان هم همینطور نگاه کرد ...
روزای بارونی ... بازی سرنوشته ... امتحان پس دادن بنده هاست ... خدا عاشقا رو دوست داره و گاهی تصمیم می گیره ببینه چند مرده حلاجن ... وقتی قراره عاشقا ترفیع بگیرن باید از یه امتحان سخت عبور کنن ... یا اونقدر عاشقن که از این امتحان سر بلند می یان بیرون و می رن مرحله بعد ... یعنی عاشق تر می شن ... و پیش خدا عزیز تر ... یا اینکه ... سقوط می کنن! عشق رو رها می کنن و تنهایی رو انتخاب می کنن ... اون مجازاتیه که خدا براشون در نظر گرفته ... این رمان می خواد به همه عاشقا بگه ، صبور باشین ، طاقت داشته باشین ، به هم فرصت بدین ، با هم باشین! اینجوری از اون امتحان سر بلند بیرون می یاین ... وگرنه سزاتون سقوطه!
الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ...
موضوعات مرتبط: رمان روزاى بارونى(هما پوراصفهانى)✪
چه ازدواج اجبارى واقعا همه چي به خوبى تموم شد.من كه از اين رمانا خوشم نمياد.
موضوعات مرتبط: رمان ازدواج اجبارى(~sara bala~)
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: رمان ازدواج اجبارى(~sara bala~)
ادامه مطلب




