اگر میخواین رمانی رو بخونین به قسمت موضوعات وب مراجعه کنین.تمام رمان ها بر اساس حروف الفبا مرتب شده اند و در جلوی رمان هایی که هنوز کامل نشده اند آرم ستاره قرار داره.اگر هم درخواست رمانی رو داشتین توی بخش درخواست رمان درخواستتون رو مطرح کنین تا بهش رسیدگی بشه.

دانلود رمان برای کامپیوتر و موبایل


برچسب‌ها: رمان, رمان خانه

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 | 13:13 | نویسنده : نگار |
سلاممممممممممممممم سلاممممممممممممممم......

اینمممممممممم پست جدیددددداون خوشگلایی که نظرمیدن...باعث میشنننننن من زودترپست بذارمممم..........

این پست مثل قبلیاطووووووووووولانی نیست ولی خب گفتم بهترازهیچیه البته خیلیم کوتاه نیستاااااا...

قربووووووووون همتوووووووون بفرماییداداااااااااااااااااااامه...

..........



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ششم شهریور 1393 | 4:21 | نویسنده : ماريا 2 |
سلاممممممم سلامممممممم ....ایندفعه قولم عملی شددددد....

اومدمممممممممم باپست جدید بااین که ازدیشب تاالان که ساعت چهاروشیش دیقه صبحه سه ساعت بیشترنخوابیدم وفرداصبحم کلاس دارم وفوق العاااااااااااااااده خوابم میاد...........امابخاطرشما نشستم کلی نوشتم.........

خب من دیگه جون ندارم چیزی تایپ کنم .....

بفرماییدادامه.........ونظرمممممم یادتون نره بخدابانظراتتون خستگی ادم ازبین میره اونم منی که این چندوقته زندگیم پرتنش بوده والان باکلی زحمت پست میذارم...

این بهترین وساده ترین راه برای شادکردن منه....یه نظر...همین......



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه سوم شهریور 1393 | 4:13 | نویسنده : ماريا 2 |
سلام دوستان خسته نباشین

 بعد یه ماه و خورده ای اومدم

میدونم چی میخواین بگین هر چیزی که تو نظرات گفتین از قبیل گله و....

ولی درگیر این بودم که نت وصل کنم که نشد و خیلی طول کشید

بگذریم اومدم بگم که واسه این توصیفات تلاشمو کردم حالا اگه بد شد دیگه

ببخشین چیز دیگه ای نمیگم بفرمایید ادامه ی مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 17:34 | نویسنده : زينب |
ما ازوناشیم که همه رو به راه راست هدایت میکنیم

 بلکم راه خودمون خلوت شه



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 17:33 | نویسنده : زينب |
سلاممممممممم سلاممممممممم بازم مثل همیشه بایددلیل بدقولیموتوضیح بدم...

شایدخیلیااااافکرکنن دلیل تراشیه ولی بخدانیست ....

اول اینکه مادربزرگم فوت شدودرگیرمراسم بودم  بعدم به مدت چندروزنتم قطع بود...

ولی امشب وبه احتمال زیاااااد فرداهم یه پست تپل مپل وچاق داریم....

قول نمیدم فرداشبوچون واقعامیترسم اتفاقی بیوفته ونتونم وشرمنده تون بشممم....

ازهمتون ممنونم واماااااااااااپست جدیدودریابید............مچکرمممممم ازهمتونننن....



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393 | 3:41 | نویسنده : ماريا 2 |
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 12:37 | نویسنده : سميرا |
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 12:36 | نویسنده : سميرا |
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 12:34 | نویسنده : سميرا |
سلامممممم سلاممممممم .....قبل ازهرچیزاعلام کنم که واقعاشرمنده ی تمام خواننده های این کتابم چه اونایی که نظرمیدن وچه اونایی که نمیدن......

به جون عزیزترینم قسم که به فکرتون بودم امامتاسفانه به هردری زدم نتونستم پست بذارم انگارتمام مشکلات دست به دست هم داده بودن تامن نتونم پست بذارم....

اول اینکه کامپیوترم خراب شدورفتم تعمیرگاه وبخاطراینکه پست اماده شده درش بودنتونستم بذارم ...بعدروزقبلی که کامپیوتربرسه دستم رفتم مسافرت ....بعدازاینکه برگشتم خواستم سریع پست بذارم که موسم خراب شد...بعدم کامپیوترویرووسی شد...انگاربازیش گرفته بوداین کامپوترما.....دوروزپیش که همه ی مشکلات برطرف شدبراتون یه پست تپل اماده کردم که برقارفت وهمش پریدفقط همون دوصفحه ی اول موند....اوفففف بخداباورکنیدهمه حرفام راسته...الانم همون دوصفحه رومیذارم وقول میدم این جبران تمام کم کاریای  این مدتوبکنم ...

واماااااااااااااااااااااااخبرمهممممممممممممم....

اول اینکه تمام پستاویرایش شدن....ودوم اینکه پست9و10بنابردلایلی حذف شدن والان من ادامه ی پست هشت رومیذارم .....شرمنده که کمه.....قربووووون همتون شرمنده خیلی حرف زدم ولی لازم دونستم که ایناروتوضیح بدم بفرماییدادامه.......



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 | 21:22 | نویسنده : ماريا 2 |
تاريخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393 | 21:9 | نویسنده : سميرا |
تاريخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393 | 20:59 | نویسنده : سميرا |
خوندمش

خيلي خوب بود

بخونيدش!!



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393 | 20:39 | نویسنده : سميرا |
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 | 21:20 | نویسنده : سميرا |
سلــــــام دوستاي گلم

خوبيد كه ايشالا

اين چند وقت بدون من حسابي خوش گذرونديد؟؟!

پس ديگه خوش گذروني بسه

اين رماني كه ميخام بذارم عاليه

كلي طرفدار داره

كامنت بذاريد كه بفهمم اينجا هم طرفدار داره يا نه

ممنون

اينم از رمان:

Oo Doostam Nadasht دانلود رمان او دوستم نداشت | پری 63 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

نام رمان او دوستم نداشت

نويسنده : پري 63 ( اين نويسنده عالي مينويسه . رمان ديگه اش هم زن نبود شعله بود سوزانده)

خلاصه:

زندگی ده ساله ی صنم دچار روزمرگی و تکرار شده. کاهش اعتماد به نفس ، شک و تردید و بیماری این زندگی را به مرز باریکی بین شک و یقین می رساند. صنم برای رسیدن به ارزشهای ذاتی خود، راه سخت و پرتشنجی در پیش گرفته !



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 | 21:16 | نویسنده : سميرا |
تاريخ : یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 | 19:53 | نویسنده : سميرا |
تاريخ : یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 | 19:50 | نویسنده : سميرا |
تاريخ : یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 | 19:31 | نویسنده : سميرا |
سلام بچه ها...نمیدونم چرا قسمت ارسال پست برای من اینجوری شده هیچ گزینه ای برای ادیت متن وجود نداره :( در نتیجه نه میتونم سایز متنو بزرگ کنم نه هیچ کار دیگه ای اگر برای شما هم اینجوری شده بگید با هم همدردی کنیم :)) یا اگه راه حلی به ذهنتون میرسه دریغ نکنید یه پست نوشتم خدمت شما.... نظر که نمیذارید کلا ولی من بازم برای در و دیوارای وبلاگ میذارم...خیلی بی معرفتین :((

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 | 18:3 | نویسنده : پرنيان |

سلام خوبین؟؟؟

پستم امادس اما نمیذارم چون مرض دارم؟؟؟

یه جورایی اره اما خب دلیل اصلیش اینه اگه دیر تر بذارم نظرا بیشتر میشه و من خرکیف تر

خب بگذریم حوصلم سررفته بود گفتم یه سری

سوال ازتون بپرسیم شما جواب بدین ضمن

بیکاری

:

1-اسم واقعیتون؟؟

2-سن واقعیتون؟؟؟

3-خواهر یا برادر داری؟اگه اره از خودت بزرگ

ترن یا نچ؟؟؟

4-بازی مورد علاقتون؟؟؟

5-غذای مورد علاقتون؟؟؟

6-فیلم مورد علاقتون؟؟؟

7-تیم فوتبال خارجی مورد علاقتون؟؟؟

8-خواننده ی ایرانی مورد علاقتون؟؟؟

9-خواننده ی خارجی مورد علاقتون؟؟؟

10- بازیگر ایرانی مورد علاقتون؟؟؟

11-بازیگر خارجی مورد علاقتون؟؟؟

12-رمان مورد علاقتون؟؟؟

13-نویسنده ی مورد علاقتون(از نظر قلم نچ از

نظر اخلاق)؟؟؟

14-بازیکن مورد علاقتون تو تیم ملی والیبال؟؟؟

15-بازیکن مورد علاقتون تو تیم ملی فوتبال؟؟؟

16-تو کدوم شهر کدوم استان زندگی

میکنین؟؟؟

17-به نظرتون من چن سالمه؟؟؟

18-نظرتون در مورد خودتون چیه؟؟؟

19-نظرتون در مورد بنده چیه؟؟؟

20-سوال یا درخواستی دارین ازم؟؟؟

 

دوستان گفته بودن خودم جواب بدم اینم از جوابای من

 

:

 

زینب جوووون

 

 

 

14 سال و 4 ماه و 17 روز و امممم موقع به دنیا اومدن ساعت نداشتم شرمنده

 

 

 

بلی یه خواهر بزرگ تر و یه برادر رو مخ کوچیک تر

 

 

 

اگه ورزشی بگم عاشق بسکت و والیبالم بسکت حرفه ای کار میکنم اما والیبا

 

هنوز در حد یاد گرفتن پنجه خیلی توش خنگم

 

 

 

هات داگ تنوری با سس تند مخصوص بی بی فوق العادسسسس اصلا یه وضعی

 

 

 

یه مدت دو سه سال پیش خیلی تو نخ فیلم بودم اما حالا به نظرم چرت ترین کار

 

فیلم دیدنه حوصلمسر میره انیمیشنو به فیلم ترجیح میدم عاشق من نفرت انگیزم با 

 

مینیونای احمق زرد توش

 

 

 

رئااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال

 

 

 

رضا یزدانی و زد بازی و جنس صدای چارتارم دوس دارم اما بیشتر اهنگاش از 

 

مزخرفه

 

 

 

شکیرا جنس صداش فوق العادس(بین خودمون بمونه چن شب پیش خواب دیدم

 

شکیرا نامزدمه تازه خیلیم روش غیرت داشتم به خاظرش یکیو کشتم والااااا

 

خوابه دیگه دست من نیست کورشم اگه به ناموس پیکه چشم بد داشته باشم

 

دوس دختری که ادم ازش بچه داره هم ناموسه دیگه مگه نه؟؟)

 

 

 

طناز طباطبایی فک کنم

 

 

 

آیشواریا رای و هریتیک روشن

 

 

 

دست شویی دردسر ساز خخخخ شوخی کردم حصار تنهایی من و قدیسه ی

نجس و جلد دومش محکومه ی شب پرگناه

 

 

 

خیلیا میترسم یه سریا رو بگم و یه سریا جا بمونن و باعث دلخوری شه

 

 

 

امیر غفور و میرسعید معروف

 

 

 

آندو

 

 

 

بابل مازندران (همشهری مجتبی میرزاجانپور والیبالیست تیم ملی)

 

 

 

امممم به نظرم به شخصیت اصلیت میاد 17 سالت باشه جیگر(خل شدم با خودم

 

حرف میزنم خخخ)

 

 

 

امممم بددهن پایه ی شر و رفاقت و خیلی بیخیال همه چی و پر حرف

 

 

 

ادم شوخ و شادی هستی یکم نیشتو ببندی بد نیس

 

 

 

یه بوش میدی به خاله؟؟؟(خنگ شدم باز)

 



تاريخ : چهارشنبه هجدهم تیر 1393 | 3:8 | نویسنده : زينب |
 

سلام سلام دوستان خوبین خوشین؟؟؟

منم خوبم ممنون خب خب اومدم با پست

جدیدقرار بود پست جدیدو زود بذارم مثلاااااا

میدونم دیر شد یکم اما خب درگیر عکسای

رمان بودم و بعدم که اومدم تایپ کردم پست

جدیدو خواستم بذارم اما دیدم نت تموم شده

خب خلاصه هی کار پیش اومد تا الان که بیکار

شدم و تازه از کلاس اومدم کور شم اگه دروغ

بگم

هیچی دیگه اینم از پست جدید همچین کم نیستا

بفرما اینم از رمان

  --------------------------------------------------------------------------------

*من_تو=تو+اون*

...به همین راحتی...

درونم غوغاست...ساده می شکنم! با یک تلنگر! اینگونه نبودم! ... شدم...



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه شانزدهم تیر 1393 | 19:53 | نویسنده : زينب |
سلام دوستان نماز روزتون قبول

 

تازه داشتم این پستو میذاشتم و دنبال استیکر یا همون شکلک بودم

واسش

(که به خاظر اینکه اسکریپ ها غیرمجاز بودن مجبور شدم پستو دوباره

بنویسم و استیکر نذارم بگذریم)

دیدم یه صدایی میاد رفتم ببینم چیه که دیدم هعی وای برمن

برنجو واس سحری گذاشتم رو گاز اونم با شعله ی زیاد تا ابکشش کنم 

اونم جوش اومد و آب برنج ریخت رو گاز حالا بعد پست باید برم تمیزش کنم

امروز خوابیده بودم حدود 5 بود که دختر خالم تو وایبر بود فک کنم بهم گفت

بیدار شم میخوایم بریم گلخونه

منم گفتم عععع توام مگه میای؟؟؟؟نیاااااا

اون گفت چرااااااااااا؟؟؟؟

منم گفتم میای اونجا این همه گل و گیاه با هم میبینی نه که خری رم

میکنی همرو میخوری باید کلی خسارت بدیم

بسییییی فحش خوردم

البته کامل این مکالمه ها رو یادم نی تقریبا همین بود نه گوشیم ترکید

حدود 9 شب بود خواستم بگیرم چِکِش کنم دیدم عععع خاموش شده و

روشنم نمیشه خونوادمم اینقد همدردی کردن مخصوصا مادرم که گفت

:به درک ایشالا دیگه روشن نشه

 

لامصب وبمونم شلوغ نی آدم با یکی صحبت کنه از بیکاری درآد

این چرت و پرتام ضمن بیکاری گفتم میدونم الان میگین دختره خیلی

رومخه

خب دیگه همین راستی صعود والیبالمونو تبریک میگم

این ویدئو چک خیلی تاثیر بسیاری در بازی داشت به خدااااا

مخصوصا سعید معروف که سرویس کرد مارو با ویدئو چک

دیروز یه چیز نمازو یادم نبود از بابام پرسیدم بعد اینکه جواب داد گفت

:اگه بین رکعتا شک کردی از ویدئو چک کمک بگیر

بابام

خونواده

من

ویدئو چک

کوآچ و سعید معروف

کلی خاطره ی دیگه یادم اومده میترسم بگم فحش بدین

خب دیگه میرسیم به موضوع اصلی یعنی رمان بفرما ادامه مطلب

ممنون ازین که شرو ورامو خوندین متشکر یاعلی

 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 | 2:57 | نویسنده : زينب |
خدایا خودم مراقب دشمنام هستم

تو فقط مراقب رفقام باش



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه هفتم تیر 1393 | 23:48 | نویسنده : زينب |
سلام

معذرت بابت تاخیر ها 

چقد خوبه که حالا که من اومدم یکی قبل از من اومده :)

نظر بدیننن دیگه



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه دوم تیر 1393 | 23:32 | نویسنده : نگار |
سلام بچه ها میدونم قرار بود روزی یک پست بذارم من شرمندتون شدم

در عوض یه پست تپل اوردم

نظر یادتون نره

معدلاتونو کامنت کنین :))



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه دوم تیر 1393 | 23:15 | نویسنده : سنا |