*اطلاعيه ثابت وب *

اگر میخواین رمانی رو بخونین به قسمت موضوعات وب مراجعه کنین.تمام رمان ها بر اساس حروف الفبا مرتب شده اند و در جلوی رمان هایی که هنوز کامل نشده اند آرم ستاره قرار داره.اگر هم درخواست رمانی رو داشتین توی بخش درخواست رمان درخواستتون رو مطرح کنین تا بهش رسیدگی بشه.

دانلود رمان برای کامپیوتر و موبایل


برچسب‌ها: رمان, رمان خانه
[ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ] [ 13:13 ] [ نگار ]
[ ]

رمان دزد و پلیس 3

اینم پست 

333333333333

 دوستون دارم

ظر یادتون نره


برچسب‌ها: رمان دزد و پلیس
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 22:3 ] [ نرگس ]
[ ]

رمان دزد و پلیس 2

درسته ه پست قبلی کم بود قرار بود زیاد باشه ولی به جاش امروز سه تا پست می زارم

 

دوستون دارم

ظر یادتون نره


برچسب‌ها: رمان دزد و پلیس
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 22:1 ] [ نرگس ]
[ ]

رمان دزد و پلیس 1

سلااااااااام

یه پست تپل می زارم تا ببینم چی کار می کنین

گه نظراتتون خوب باشه منم امید وار می شم و تند تند می زارم تا قبل از شروع مدارس هم تمومش می کنم

......

بچه ها من سه پست اولشو کپی کردم برای همین یکم تو هم تو هم شده همشو نتونستم یه پست کنم ولی پستای بعدی رو درست می کنم تنکیلو بابایییییی

دوستون دارم

ظر یادتون نره


برچسب‌ها: رمان دزد و پلیس
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 21:58 ] [ نرگس ]
[ ]

رمان دزد و پلیس خلاصه

سلااااااااام

ن اومدم با رمان جدیدم امید وارم خوشتون بیاد

در باره ی رمان: دختری به اسم مهتاب تو یه خانواده  ی متوسط  زندگی می کنه و فقط تو خانواده مادرشو داره ... حوصلش از تحقیقات سادش سر رفته و می خواد یکم شور و حیجان داشته باشه با این که می دونه برای این کار ساخته نشده ولی پلیس می شه دو ماه که می گذره تقاضاش برای گرفتن پرونده ی بزرگ تایید می شه ... ولی خبر نداره این یه پرونده ی واقعی و به درد ادمی مثل اون نمی خوره.....

رمان و خودم نوشتم

امید وارم با نظراتتون همراهیم کنید در ضمن موضوع رمان تکراری نیست


برچسب‌ها: رمان دزد و پلیس
[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 21:49 ] [ نرگس ]
[ ]

رمان دختری به نام مروارید4

[ دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 ] [ 0:56 ] [ نگار ]
[ ]

رمان دختری به نام مروارید3

[ دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 ] [ 0:48 ] [ نگار ]
[ ]

رمان دختری به نام مروارید2

[ دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 ] [ 0:45 ] [ نگار ]
[ ]

رمان دختری به نام مروارید1

اینم یه رمان جدید که درخواست داده بودید.نظر یادتون نره فقط

ژانر:پلیسی

نویسنده:درسا

خلاصه:داستان درباره ی یه دخمله!...یه دخمله مغرور اما بازیگوش...با یه شغله هیجانی و پر خطر...اگه گفتید چیه؟؟عاشقه شغلشه و به خاطر انتقام رو به این شغل اورده و اما همین شغلشه که باعث میشه وارد یک زندگی جدید شه...!و شایدم عشق چیزی که ازش فراریه...میریم که بخونیم داستانه زندگیه سروان مرواریده سپهری رو و ماموریته جدیدش یعنی وارد شدن به عنوانه یک دانشجو در یک
دانشگاه مشهور..

منبع:نودهشتیا


برچسب‌ها: رمان دختری به نام مروارید
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 ] [ 0:44 ] [ نگار ]
[ ]

اطلاعیه

سلام به همه ی دوستای خوبم من بالاخره بعد از دو ماه تقریبا اومدم .

کلا کامنتا فقط گله و شکایت بود تقصیر من نیست شما خودتون برید تو نودهشتیا هم آخرین پست ببار بارون مال 10.3.93 هستش و نمیدونم چرا اینقدر به من گیر میدید.فرشته جان هم باردارن و نمیتونن پست بذارن .

این از این رمان ببار بارون و امیدوارم که مشکل حل بشه و دیگه کامنت اینکه بذار و ما منتظریم و ... نداشته باشیم .

تا این چند روزی که به آخر تابستون داریم سعی میکنم براتون رمان بذارم موفق باشید .

توی سال تحصیلی به احتمال زیاد نمیتونم بیام چون درسم خیلی خیلی سنگینه . امیدوارم درک کنید .

شب خوش

[ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 ] [ 23:58 ] [ نگار ]
[ ]

آنتی پسر13

سلامممممممممممم سلاممممممممممم...

اومدمممممممممممممم باپست جدیددددددددددددد...حرف نمیزنم دیگه..بفرماییدادامههههههه...

نظرم فراموش نشه خوشگلا....


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم شهریور 1393 ] [ 0:43 ] [ ماريا ]
[ ]

آنتی پسر12

سلاممممممممممممممم سلاممممممممممممممم......

اینمممممممممم پست جدیددددداون خوشگلایی که نظرمیدن...باعث میشنننننن من زودترپست بذارمممم..........

این پست مثل قبلیاطووووووووووولانی نیست ولی خب گفتم بهترازهیچیه البته خیلیم کوتاه نیستاااااا...

قربووووووووون همتوووووووون بفرماییداداااااااااااااااااااامه...

..........


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 4:21 ] [ ماريا ]
[ ]

آنتی پسر11

سلاممممممم سلامممممممم ....ایندفعه قولم عملی شددددد....

اومدمممممممممم باپست جدید بااین که ازدیشب تاالان که ساعت چهاروشیش دیقه صبحه سه ساعت بیشترنخوابیدم وفرداصبحم کلاس دارم وفوق العاااااااااااااااده خوابم میاد...........امابخاطرشما نشستم کلی نوشتم.........

خب من دیگه جون ندارم چیزی تایپ کنم .....

بفرماییدادامه.........ونظرمممممم یادتون نره بخدابانظراتتون خستگی ادم ازبین میره اونم منی که این چندوقته زندگیم پرتنش بوده والان باکلی زحمت پست میذارم...

این بهترین وساده ترین راه برای شادکردن منه....یه نظر...همین......


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 4:13 ] [ ماريا ]
[ ]

پست چهاردهم رمان دستشویی دردسر ساز

سلام دوستان خسته نباشین

 بعد یه ماه و خورده ای اومدم

میدونم چی میخواین بگین هر چیزی که تو نظرات گفتین از قبیل گله و....

ولی درگیر این بودم که نت وصل کنم که نشد و خیلی طول کشید

بگذریم اومدم بگم که واسه این توصیفات تلاشمو کردم حالا اگه بد شد دیگه

ببخشین چیز دیگه ای نمیگم بفرمایید ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ 17:34 ] [ زينب ]
[ ]

پست سیزدهم رمان دستشویی دردسر ساز

ما ازوناشیم که همه رو به راه راست هدایت میکنیم

 بلکم راه خودمون خلوت شه


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ 17:33 ] [ زينب ]
[ ]

آنتی پسر10

سلاممممممممم سلاممممممممم بازم مثل همیشه بایددلیل بدقولیموتوضیح بدم...

شایدخیلیااااافکرکنن دلیل تراشیه ولی بخدانیست ....

اول اینکه مادربزرگم فوت شدودرگیرمراسم بودم  بعدم به مدت چندروزنتم قطع بود...

ولی امشب وبه احتمال زیاااااد فرداهم یه پست تپل مپل وچاق داریم....

قول نمیدم فرداشبوچون واقعامیترسم اتفاقی بیوفته ونتونم وشرمنده تون بشممم....

ازهمتون ممنونم واماااااااااااپست جدیدودریابید............مچکرمممممم ازهمتونننن....


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ 3:41 ] [ ماريا ]
[ ]

او دوستم نداشت 8

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 12:37 ] [ سميرا ]
[ ]

او دوستم نداشت 7

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 12:36 ] [ سميرا ]
[ ]

او دوستم نداشت 6

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 12:34 ] [ سميرا ]
[ ]

آنتی پسر9

سلامممممم سلاممممممم .....قبل ازهرچیزاعلام کنم که واقعاشرمنده ی تمام خواننده های این کتابم چه اونایی که نظرمیدن وچه اونایی که نمیدن......

به جون عزیزترینم قسم که به فکرتون بودم امامتاسفانه به هردری زدم نتونستم پست بذارم انگارتمام مشکلات دست به دست هم داده بودن تامن نتونم پست بذارم....

اول اینکه کامپیوترم خراب شدورفتم تعمیرگاه وبخاطراینکه پست اماده شده درش بودنتونستم بذارم ...بعدروزقبلی که کامپیوتربرسه دستم رفتم مسافرت ....بعدازاینکه برگشتم خواستم سریع پست بذارم که موسم خراب شد...بعدم کامپیوترویرووسی شد...انگاربازیش گرفته بوداین کامپوترما.....دوروزپیش که همه ی مشکلات برطرف شدبراتون یه پست تپل اماده کردم که برقارفت وهمش پریدفقط همون دوصفحه ی اول موند....اوفففف بخداباورکنیدهمه حرفام راسته...الانم همون دوصفحه رومیذارم وقول میدم این جبران تمام کم کاریای  این مدتوبکنم ...

واماااااااااااااااااااااااخبرمهممممممممممممم....

اول اینکه تمام پستاویرایش شدن....ودوم اینکه پست9و10بنابردلایلی حذف شدن والان من ادامه ی پست هشت رومیذارم .....شرمنده که کمه.....قربووووون همتون شرمنده خیلی حرف زدم ولی لازم دونستم که ایناروتوضیح بدم بفرماییدادامه.......


ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 21:22 ] [ ماريا ]
[ ]

او دوستم نداشت 5

[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 21:9 ] [ سميرا ]
[ ]

او دوستم نداشت 4

[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 20:59 ] [ سميرا ]
[ ]

او دوستم نداشت 3

خوندمش

خيلي خوب بود

بخونيدش!!


ادامه مطلب
[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 20:39 ] [ سميرا ]
[ ]

او دوستم نداشت (2)

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 21:20 ] [ سميرا ]
[ ]

رمان او دوستم نداشت

سلــــــام دوستاي گلم

خوبيد كه ايشالا

اين چند وقت بدون من حسابي خوش گذرونديد؟؟!

پس ديگه خوش گذروني بسه

اين رماني كه ميخام بذارم عاليه

كلي طرفدار داره

كامنت بذاريد كه بفهمم اينجا هم طرفدار داره يا نه

ممنون

اينم از رمان:

Oo Doostam Nadasht دانلود رمان او دوستم نداشت | پری 63 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

نام رمان او دوستم نداشت

نويسنده : پري 63 ( اين نويسنده عالي مينويسه . رمان ديگه اش هم زن نبود شعله بود سوزانده)

خلاصه:

زندگی ده ساله ی صنم دچار روزمرگی و تکرار شده. کاهش اعتماد به نفس ، شک و تردید و بیماری این زندگی را به مرز باریکی بین شک و یقین می رساند. صنم برای رسیدن به ارزشهای ذاتی خود، راه سخت و پرتشنجی در پیش گرفته !


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 21:16 ] [ سميرا ]
[ ]